تبلیغات
زندگینامه حضرت زینب کبری س - حضرت زینب (س) و نهضت عاشورا همراهی با کاروان کربلا

امار و اطلاعات

    کل بازدید:
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل پست ها :
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :
 
No Image
حضرت زینب (س) و نهضت عاشورا همراهی با کاروان کربلا پیوند ثابت

حضرت زینب (س) و نهضت عاشورا

همراهی با کاروان کربلا

در رجب سال 60 هـجری قمری در پی ایستادگی امام حسین برابر بیعت خواهی خلیفه وقت از میان گزینه‌های فراروی همراهی برادر و امام خویش را مسئولانه می‌پذیرد و در ادامه آن همه رنج ، رنج هجرتی سرنوشت ساز و تمدن آفرین را نیز پذیرفته و تحمل می‌كند.

جایگاه حضرت زینب (س) در نهضت حسینی

در تاریخ اسلام زنان مؤمن و فداکار بسیارى بوده‌اند که با حضور فعال در صحنه‏هاى حساس سیاسى و اجتماعى ، مسیر تاریخ را تغییر دادند.

از جمله این زنان ، حضرت زینب(س) است که با حضور در نهضت کربلا ، مسئولیت بزرگى را بر عهده گرفت.حضرت زینب براى ایفاى مسئولیت بزرگ پیام رسانى ، از دوران کودکى تحت تربیت پیشوایان معصوم قرار گرفت و امام حسین(ع) نیز در مسیر حرکت به کربلا ، با سخنان و توصیه‏هایى ، خواهرش را آماده‏تر کرد. زینب کبری تحت تربیت پدر و مادرى چون حضرت على(ع) و حضرت فاطمه(س) و با شایستگى و استعداد ذاتى که از آن بهره‏مند بود به مراتب عالى از فضائل و کمالات انسانى دست یافت. او مانند پدر و مادر خود جامع همه کمالات و صفات پسندیده بود. او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ایمان و عقیده ، قهرمان دلیری و شجاعت ، جلوه فصاحت و بلاغت ، شعله ستیزه جوی باطل و آتش افشان حق در برابر نیروهای ستمگر و کوبنده دژخیمان زورگو است.زینب (س) تجسم زهد ، علم ، عفاف و شهامت و عقیله طاهره ، متعلق به اخلاق الهی است.

تردیدی در نقش حضرت زینب در حفظ کردن قیام عاشورا و ابلاغ پیام آن نیست. بدون شک بی حضور آن حضرت این قیام به بلوغ و سرانجام مطلوب خویش نائل نمی گشت.

بنابراین در سفر امام حسین به كربلا حضرت زینب نیز به همراه امام و یار و پشتیبان ایشان بود. پس از شهادت امام نیز حضرت زینب از فرزند برادرش علی بن الحسین السجاد(ع) حمایت و پشتیبانی می كرد.

روز عاشورا یكی از سخت ترین و دردناك ترین روزها برای زینب (س) بود. او می دید چگونه لشكر عمر سعد ، فرزندان و ذریه رسول خدا را به شهادت می رسانند و سر از بدنشان جدا می سازند. او در مقابل این اعمال احساس وظیفه می كرد و در برابر این معایب خویشتنداری كرده و سرپرستی خاندان عصمت را بر عهده گرفت. در ماجرای غم انگیز كربلا ، منابع در چند جا از زینب نام برده اند. یكی در وقتی كه علی اكبر(ع) به زمین افتاد و پدر را به بالین خود طلبید. نقل شده است كه زینب خود را به میدان رسانید و روی كشته علی اكبر انداخت تا برادر را به خود متوجه سازد و از شدت اندوهی كه با دیدن پیكر قطعه قطعه علی اكبر بر حضرت وارد شده ، بكاهد. در جای دیگر می بینیم كه فرزند كوچك امام حسن مجتبی(ع) به نام عبدالله، با دیدن پیكر به خاك افتاده عمو، از خیمه بیرون می دود تا خود را به عمو برساند و دشمنان را از حضرت دور سازد. در این جا امام (ع) خواهر را مخاطب قرار داده كه «خواهر جان! این كودك را نگهدار» زینب فورا می دود و عبدالله را می گیرد ، اما كودك دست خود را از دست عمه می كشد و بالاخره خود را به عمو می رساند و روی بدن نازنین عمو به دست آن سنگدلان به شهادت می رسد و دیگر جایی كه از زینب نام رفته است ، لحظه وداع است. هنگامی كه امام حسین(ع) برای خداحافظی به نزد زنها می آید و زینب را مخاطب ساخته و جامه كهنه ای می خواهد تا زیر لباس های خود بپوشد تا دشمنان پس از شهادت حضرت رغبتی نكنند و بدن وی را برهنه نسازند.

زینب سلام الله علیها در تمام صحنه ها چون كوهی استوار ، مقاومت كرد تا رسالتی را كه بر عهده گرفته با شایستگی به سرانجام رساند.

سخنرانی حضرت زینب (س) و رسوایی قاتلان امام حسین (ع)

حضرت زینب پس از واقعه عاشورا در مجلس ابن زیاد حضور یافت و سخنان آتشینی ایراد كرد. كیفیت ورود زینب و وضع لباس و جامه او را در مجلس ابن زیاد به گونه ای رقت بار و غم انگیز نوشته اند. شیخ مفید در ارشاد می نویسد : «هنگامی كه زینب به مجلس ابن زیاد آمده ، پست ترین جامه را پوشیده بود و به طور ناشناس وارد شد». اما به هر صورت ابن زیاد متوجه شد و پرسید : «این زن ناشناس كیست»؟ كسی پاسخ او را نداد ، برای بار دوم و سوم سؤال كرد ، در این وقت یكی از كنیزان پاسخ داد : «این زن زینب دختر فاطمه دختر رسول خدا است». ابن زیاد با كمال بی شرمی گفت : «سپاس خدای را كه شما را رسوا نمود». اما زینب (س) برای خنثی كردن تمام نقشه های عوام فریبانه او فرمود : «ستایش خدای را سزاست كه ما را به وسیله پیغمبرش گرامی داشته و از پلیدی به خوبی پاك گرانید ، آن كسی كه رسوا شود بی شك و تردید فاسق است و آن كس كه دروغ می گوید ، فاجر و تبهكار است و چنین كسی ما نیستیم و دیگران هستند و الحمدلله».       پسر زیاد كه انتظار نداشت ، با چنین زنی دانشمند و با شهامتی روبه رو شود ، سخن خود را این گونه تغییر داد و گفت : «رفتار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟» حضرت زینب با لحنی افتخار آمیز فرمود : «من جز نیكی ندیدم ، آنان مردمانی بودند كه خداوند كشته شدن را برای آن ها مقدر فرموده بود و آنان نیز با كمال افتخار به آرامگاه خود شتافتند. ولی بدان كه به زودی خدا میان تو و ایشان جمع خواهد كرد و تو را مورد بازخواست و احتجاج قرار خواهد داد پس نگران باش كه در آن روز پیروز چه كسی خواهد بود؟ (تو با آن ها) ای پسر مرجانه مادر به عزایت بنشیند». سخن گفتن ابن زیاد با حضرت زینب در این مجلس به درازا می كشد و سرانجام ابن زیاد به مصلحت خویش    نمی بیند كه با زینب سخن بگوید و بیش از این خود را در مقابل چشمان حاضران رسوا و شرمنده سازد ، از این رو متوجه امام سجاد(ع) كه به صورت اسیران در مجلس آورده بودند ، شد و با او به گفت و گو پرداخت. اما حضرت سجاد ابن زیاد را مفتضح ساخت تا آنجا كه ابن زیاد قصد جان حضرت را نمود و دستور قتل او را صادر كرد. در این جا نیز زینب (س) از جا برخواست و دست های خود را حلقه وار به گردن امام سجاد (ع) انداخت و گفت : «ای پسر زیاد! این اندازه خون كه از ما ریخته ای تو را بس است... به خدا سوگند من از او جدا نخواهم شد تا اگر او را بكشی مرا هم با او به قتل رسانی.

حضرت زینب از آن پایانه غمرنگ شهادت ، باند پرواز معراج‌وار می‌سازد و در حالی كه در نیمه دوم دهه ششم عمرش كوله‌بار اسارت را بر دوش گرفته پرچم مرجعیت حركت امت را در بستری از هجران به اهتزاز درآورده و بر آن است تا با گذر عزتمندانه از خرابه‌های كاخ اموی شاعرانه‌ترین غزل عرفان را از بلندای تاریخ ، برای همگان به ویژه آیندگان ترنم كند كه :
قوم دیگر می‌شناسم ز اولیا كه دهانشان بسته باشد از دعا    سنگ اندر راهشان گوهر بود زهر اندر كامشان شكر بود

بدینسان دیوان زندگی زینب كبری(س) مثنوی رنج ستیز و ترجیع بند حدیث مظلومیت و تركیب بند مقاومت و قصیده زیبایی و رهایی است كه شاه بیت غزل آن این است كه (ما رأیت الا جمیلا) هر آن چه دیدم زیبا بود

نظرات() | نوشته: ناصر طاهری | سه شنبه 1 شهریور 1390 | ادامه مطلب...

 
صفحات دیگر
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

درباره ما


    اینجانب ناصرطاهری هستم امیدوارم توانسته باشم مطالبی ولو ناچیز درباب اشنایی با مقام والای حضرت زینب كبری(س) بیان كرده باشم.
    ما باید قدر این دردانه ولایت و امامت رو بدونیم (انشاءالله)

< Html />

توضیحات

No Image No Image