تبلیغات
زندگینامه حضرت زینب کبری س - فضائل و كرامات حضرت زینب(ع)

امار و اطلاعات

    کل بازدید:
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل پست ها :
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :
 
No Image
فضائل و كرامات حضرت زینب(ع) پیوند ثابت

اگر چه سراسر زندگانی پنجاه چند ساله زینب(ع) دختر بزگوار علی(ع) فضائل و ارزشهای والای انسانی است  در عین حال همانطور كه شیوه سیره نگاران است برای فضائل آن بانوی بزرگ هم فصل جداگانه ای می‌گشاییم و از خصلتهای بزرگی كه بیشتر جنبه انسانی و معنوی دارد مطلب را پی می‌گیریم.

الف: علم و دانش

بیان سخنان و خطبه های عالمانه و همراه با استدلال به آیات قرآن كریم، در  بازار كوفه و مجلس عبیدالله زیاد و دربار یزید از سوی زینب(ع) هر یك شاهدی بر توانایی علمی و دانش آن بزرگوار است.

اضافه بر این زینب مقام بیان روایت و حدیث را كه از ویژگیهای افراد آگاه و بلند مرتبه است دارا بوده و گواه دیگر مقام علمی اوست. می‌نویسند آن بانوی بزرگوار راوی حدیث از مادر خود فاطمه زهرا(ع) بوده و از اسماء بنت عمیس حدیث روایت كرده است چنانكه محمد بن عمرو عطاء بن سایب فاطمه بنت حسین(ع) جابربن عبدالله انصاری و عباد عامری هم از زینب نقل حدیث كرده اند.

از جمله احادیثی هم كه از حضرت زینب(ع) روایت گردیده حدیث ام ایمن است كه درباره مصائبی است كه به اهل بیت(ع) وارد خواهد شد.

داستان بیمار شدن امیر المومنین، بیان ماجرای فدك برای عبدالله بن عباس، داستان نزول سفره آسمانی برای مادر خود فاطمه(ع)، حدیث حرام بودن صدقه بر اهل بیت(ع)، سرگذشت ولادت امام حسین(ع) و داستان دعا و شب زنده داری فاطمه زهرا (ص) را نیز از احادیث روایت شده از جانب زینب می‌توان نام برد.

مجلس درس و تفسیر قرآن گواه دیگری بر مقام علمی زینب (ص) است در این باره تاریخ می‌دهد كه: یك سال از مدت اقامت علی(ع) و خاندانش در كوفه می‌گذشت كه گروهی از بانوان خردمند و بزرگوار كوفه شوهران خود را به حضور علی(ع) فرستادند و پیغام دادند:

ما شنیده ایم زینب نیز مانند مادر بزرگوار خود حضرت فاطمه (ص) دارای قدرت علم و دانش فراوانی است، اگر اجازه دهید و موافقت كنید، برای بهره برداری از خرمن علم و دانش او به حضور وی مشرف شویم. علی(ع) و زینب(ع) با این درخواست موافقت كردند و زنهای كوفه در محفل درس و تفسیر قرآن زینب (س) شركت می‌جستند.

غیر از این جهات زین العابدین(ع)، امام زمان زینب(ع)، به هنگامی كه آن بانوی بزرگ خطبه پرمحتوی و آتشینی را در بازا كوفه ایراد می‌نمایند در مورد تایید مقام علمی زینب(ع) می‌فرمایند:

الحمد لله تو دانشمند بدون معلم و خردمند بدون استاد و آموزگار می‌باشی!

آری زینب(ع) مانند افراد عادی، كلاس و مكتب اصطلاحی را ندیده و از استاد و آموزگاری كه افراد معمولی جامعه را به تعلیم و تربیت وا می‌دارند استفاده نكرده است، بلكه چند سال اوائل كودكی خود را در كنار معلم بزررگ بشریت حضرت محمد(ص) و مادر دانشمند و بزرگوار خود می‌زیسته است و دهها سال با پدر و برادران والامقام خود زندگی كرده و با قرآن و معارف دین انس و الفت داشته است و در عین حال جنگها، درگیریها و حوادث تلخ و شیرین زمان پدر و برادران خود را از نزدیك می‌نگریسته است و به هر حال تمام عمر خویش را در معاشرت و همراهی با بزرگترین دانشمند جهان بشریت سپری نموده است و فهم، دانایی، علم و توانایی و شیوه خطابه و سخنرانی را از آنان آموخته است.

البته این علم و دانایی عرفی زینب(ع) است اما آنطور كه در سیره آن بزرگوار مطالعه می‌كنیم وی با اسرار و پیشگویی از آینده هم ارتباط داشته است.

و چنانكه خواهیم دید می‌توانسته است برخی از حوادث آینده را هم پیش بینی كند.

اما باید توجه داشت این رشته از علوم یك نوع الهام و آگاهی فوق العاده است كه اولاً اولیاء الهی و مؤمنین وارسته آگاهی و دانایی آن را دارند و ثانیا چنین علمی در كتاب و دفتر و نزد هرگونه استاد و معلمی یافت نمی شود، بلكه این علم و دانایی فوق العاده از عنایات و افاضات خاص خداوند است و نصیب بندگان خاص پروردگار می‌گردد.

فاضل دربندی می‌نویسد: زینب(ع) آگاهی به وقایع و حوادث آینده را از پدر بزرگوار خود فرا گرفته بود همانطور كه برخی از اصحاب پیغمبر (ص) مانند سلمان و ابوذر و بعضی از یاران علی(ع) مثل رشید هجری و میثم تمار به اینگونه اسرار آگاه بودند.

درباره راز رسیدن به اینگونه مقام علمی، پیامبر اسلام فرموده است:

ای ابوذر هر بنده ای در دنیا شیوه زهد  و پارسایی را پیش گیرد خداوند جوانه درخت علم و حكمت را در قلب او می‌رویاند و میوه آنرا به صورت نطق و سخن در زبان او به جریان می‌آورد.

روی این حساب چه شخص زهدپیشه و پارسایی  را نیرومندتر از زینب(س) می‌توان سراغ داشت كه دهها سال از عمر خود را به صورت هجرتها و مبارزه‌ها و آوارگیها در كنار پدر مادر و برادران با محرومیت از مزایای دنیا و زندگی سپری نموده و پای ادای رسالت الهی خویش تلخی و سختی همه نوع رنجی را بر خود هموار نموده باشد.

آری مقام والای زینب اینگونه است و راز دست یافتن وی به اسرار و دانایی‌ها هم اضافه بر آموزش از پدر، امداد الهی است. در جنبه مقام علمی زینب هم اضافه بر توانایی برای ایراد خطابه‌ها، نكته ظریف و اساسی، آگاهی او به تصمیم‌گیریها و موضعگیریهای بجا در مناسبتها است، كه خوب می‌داند كجا باید نرم سخن گفت و در كجا باید برآشفت و حماسه آفرید، در كجا باید گریه كرد و اشك ریخت و چه وقتی باید عقل و منطق را بكار گرفت و دیگران را به اشك و گریه  واداشت.

ب ) عبادت و پرستش

اگر چه سراسر زندگی زینب كبری(ع) بخاطر هجرت و جهاد در راه خدا و نیز برای همراهی و همگامی با پدر و مادر و برادران در جهت انجام وظیفه و احیای معالم و معارف اسلام سپری گردیده است و باید همه زندگی آن بانوی بزرگ را غرق در اطاعت و عبادت محسوب داشت، اما اضافه بر این دخت والاگهر علی(ع) در عبادت به معنی خاص یعنی نهایت خضوع و كرنش و اظهار كوچكی و تعظیم در برابر ذات مقدس پروردگار عالم هم برترین مقام و امتیاز را داشته است.

آری او می‌داند كه پیامبر اسلام آنقدر شب‌ها به نماز و نیایش در پیشگاه خداوند می‌پرداخت كه پاهای وی ورم می‌كرد، رنگ چهره‌اش تغییر می‌نمود و خداوند بدو وحی می‌كرد ای پیامبر ما قرآن را بر تو نازل نكردیم كه خود را در اثر عبادت به رنج و مشقت بیندازی.

زینب(ع) نمازهای مادر و نیز پدر را در شب‌ها و گاهی در میدانهای جنگ سراغ داشت. نمازها و مناجاتها و نیایشهای فراوان امام مجتبی(ع) را دیده بود. نمازها و مناجاتهای سید‌الشهدا را در شب عاشورا، صبح عاشورا و ظهر عاشورا در حال جنگ و هجوم دشمن مشاهده كرده بود و هر یك از اینها برای او درس و الگوی عملی مهمی بود.

اعتقاد قلبی زینب(ع) در مرحله نخست و اقتدا و متابعت آن بزرگوار از اجداد گرامی‌اش سبب شده بود  (بطوری كه مورخین نوشته‌اند) مناجات و شب زنده داری او در تمام عمر ادامه داشته وحتی شب یازدهم محرم با آنهمه مصائب و ضربه های روحی كه از ناحیه شهادت برادران و عزیزان بر وجود وی وارد آمده بود -به بیان امام زین العابدین(ع)- زینب(ع) حتی نماز خود را هم ترك نگوید.

امام زین العابدین(ع) كه در سفر كربلا همسفر زینب(س) بوده است می‌گوید:

عمه ام زینب(ع) در تمام طول سفر اسارت از كوفه تا شام پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می‌ داد و رنجهای سفر و مشكلات پرستاری كودكان یتیم و دلداری زنان داغدار، او را از ادای مناجات و تهجد غافل نمی‌كرد.

حتی در بعضی از منزلگاهها می‌دیدم كه وی در اثر ضعف و گرسنگی به صورت نشسته نمازهای خود را می‌خواند وقتی با نگرانی علت آنرا جویا شدم گفت: سهمیه غذای خود را میان كودكان تقسیم كرده‌ام و از شدت ضعف و فرسودگی توانایی ایستادن ندارم.

فاطمه دختر امام حسین(ع) هم می‌گوید:  در شب عاشورا هم عمه‌ام پیوسته در محراب عبادت ایستاده بود نماز و نیایش داشت و با خداوند راز و نیاز و مناجات می‌كرد و پیوسته اشك می‌ریخت.

كار عبادت و شب زنده داری زینب(ع) قهرمان كربلا به جایی رسیده بود كه حضرت سید الشهدا(ع) هم از وی می‌خواهد: خواهرم! در نماز شب خود مرا از دعا كردن فراموش مكن.

به راز و نیاز و به سوز و گداز

تو گویی كه زهرا بود در نماز

ج ) وصایت و نیابت

مقام والای وصایت و نیابت از امتیازات و خصلت‌های ویژه حضرت زینب(ع) است و در شعاع این مقام بلند معنوی و انسانی است كه دختر دانشمند امیر المومنین(ع) عهده‌دار كم‌سابقه‌ترین ماموریت برای یك زن در طول تاریخ گردیده است.

منظور از مقام وصایت و نیابت حضرت زینب(ع) این است كه آن بزرگوار بر اساس شواهد تاریخی در بعضی از مواقع عهده دار رسالت مقام امامت گردیده و سمت هدایت و راهنمایی و حتی بیان حلال و حرام را برای دیگران به عهده داشته است.

در این باره می‌خوانیم:

زینب(ع) از جانب امام حسین(ع) نیابت خاص داشت و مردم در احكام حلال و حرام  به او مراجعه می‌كردند.

احمد بن ابراهیم می‌گوید:

در سال 260 هجری به خانه حكیمه دختر امام جواد(ع) وارد شدم و از پشت پرده با وی به گفتگوهای علمی و دینی پرداختم.

در ضمن گفتگو این مساله پیش آمد كه آیا می‌توان زن را وصی و نایب قرار داد. حكیمه گفت:

این كار مانعی ندارد زیرا امام حسین(ع) هم به حسب ظاهر زینب (س) را وصی و جانشین خود قرار داد و احكام و علومی هم كه از سوی امام سجاد(ع) صادر می‌گردید به خاطر اینكه جان او از گزند دشمن محفوظ بماند به زینب(ع) نسبت داده می‌شد. به هر حال مقام و استعداد و دانایی زینب(ع) كه وی را عقیله بنی هاشم نیز نامیده اند از مقام و استعداد افراد عادی بسیار برتر است. وی مورد عنایت خاص خداوندی بوده و توجه خاص امام معصوم او را در حدی قرار داده است كه ملاحظه می‌كنیم كه در موضع گیریهای بجا، در طوفانها و بحرانهای فكری و در كوران مصائب كمرشكن پس از شهادت حسین(ع) و عزیزان به خون خفته‌اش رسالت پاسداری و كاروانسالاری را با كمال دقت و مهارت به عهده می‌گیرد و به نحو شایسته از عهده آن بر می‌آید كه در تاریخ كمتر نظیری برای آن می‌توان یافت.

د) دفاع از جان امام

در چهار مورد زینب(س) این پاسدار بزرگ میراث امامت توانسته است از جان امام زین العابدین تنها یادگار حسین بن علی(ع) به عنوان امام چهارم دفاع كند و جان او را از تجاوز دشمن و گردابهای سهمگین حوادث محفوظ بدارد.

1 -  در روز عاشورا آنگاه كه سید الشهدا همه یاران و برادران خود را از دست داده بود و به عنوان تمام حجت و امتحان دشمن درخواست یار و یاور می‌كرد زین العابدین(ع) فرزند بیمار حسین(ع) در حالی كه نه جهاد بر او واجب بود و نه توانایی حركت و فعالیت داشت با تن تبدار و افتان و خیزان شمشیر برداشت و روانه میدان جنگ گردید.

اما زینب با سرعت دنبال او حركت كرد تا او را از رسیدن به میدان باز دارد و حسین(ع) هم فریاد زد خواهرم او را مهار كن و بازگردان زیرا اگر او كشته شود نسل پیامبر در روی زمین قطع می‌گردد.

و زینب(ع) بدین ترتیب جان امام زین العابدین را از قتل و كشته شدن حفظ كرد.

2 -   بعد از ظهر عاشورا آنگاه كه دشمنان تبهكار برای غارت اموال و دارایی بازمانده به خیمه‌های حسین(ع) هجوم بردند شمر خواست زین العابدین(ع) را از پای درآورد اما زینب(ع) جلو دوید و فریاد زد:

تا من زنده هستم نمی‌گذارم جان زین العابدین(ع) در خطر افتد. اگر می‌خواهید او را بكشید اول مرا به قتل برسانید. دشمن وقتی وضع را چنین دید از كشتن زین العابدین(ع) جلوگیری كرد.

3 -  امام زین العابدین(ع) برای قدامه بن زائده كه از دوستان اهل بیت است شرح می‌دهد كه وقتی در كربلا آن حادثه به سر ما آمد و پدرم، برادرانم ، عموهایم و تعدادی از خاندان و یاران ما شهید شدند، و زنان و دختران ما را برای اسارت به طرف كوفه سوار شترها كردند، ناگهان چشمم به آن بدن‌های غرق به خون و به خاك غلتیده افتاد و چنان منقلب و پریشانحال شدم كه نزدیك بود جان خود را از دست بدهم.

عمه ام زینب(س) متوجه وضع من شد و گفت:

ای یادگار جد پدر و بردارانم، می‌بینم با جان خود بازی می‌كنی و نزدیك است جان خود را از دست بدهی. نگران نباش و ناله و شیون سر مده، اولاً به خدا سوگند تن دادن به این مسائل و مشكلات چیزی است كه رسول خدا با جد و پدر و عموی تو پیمان و عهد آن را برقرار كرده است. ثانیا خداوند از جماعت ممتازی از امت كه ستمگران آنان را نمی‌شناسند و نزد فرشتگان آسمانها مقام والایی دارند پیمان گرفته است كه: این جسدهای قطعه قطعه را جمع آوری كنند و مدفون سازند و بر قبرهای پدر تو و سایر شهیدان كربلا علامت‌هایی قرار دهند كه با مرور زمان هرگز محو و نابود نخواهد شد.

آری زینب(س) كه در بالا در فراز وصایت و نیابت مقام ویژه و ممتاز او را مطرح كردیم با همان نیروی مافوق بشری و درایت معنوی و با قوت قلب و اعتماد به نفس شكوهمندش زین العابدین را دلداری داد و جان او را از خطر مرگ محفوظ داشت.

4 -  آنگاه هم كه عبید‌الله بن زیاد فرماندار كوفه بر امام زین العابدین(ع) خشمناك شد و دستور داد كه آن حضرت را به قتل برسانند زینب(ع) در حالی كه در چنگ مزدوران حكومت اموی اسیر بود زین العابدین(ع) را در آغوش گرفت و با خشم و خروش كوبنده‌ای فریاد زد:

ای پسر زیاد خونریزی بس است، دست از كشتن خاندان ما بردار، نمی توانی ببینی كه حتی یك نفر از دودمان ما زنده باشد؟ به خدا هرگز زین العابدین(ع) را رها نخواهم كرد تا اگر میخواهی او را به قتل برسانی خون مرا هم با خون او بریزی.

باری در اینجا هم كه دشمن قصد جان زین العابدین را كرده بود در برابر شجاعت زینب(ع) به زانو در آمد و در حالی كه ریختن خون یك زن را حداقل برای خود ننگ و شرمساری می‌دانست گفت:

به راستی كه پیوند خویشاوندی چه می‌كند و چگونه زینب از خطر برای برادرزاده خود منقلب و بر آشفته می‌شود و بالاخره از كشتن امام زمان زینب(ع) بخاطر فداكاری وی خودداری می‌كند

نظرات() | نوشته: ناصر طاهری | چهارشنبه 2 شهریور 1390 | ادامه مطلب...

 
صفحات دیگر
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

درباره ما


    اینجانب ناصرطاهری هستم امیدوارم توانسته باشم مطالبی ولو ناچیز درباب اشنایی با مقام والای حضرت زینب كبری(س) بیان كرده باشم.
    ما باید قدر این دردانه ولایت و امامت رو بدونیم (انشاءالله)

< Html />

توضیحات

No Image No Image